قصه ها و نکات قرآنی
ختم الله علی قلوبهم: خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده; و بر چشمهايشان پردهاى افكنده شده; و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (آیه:۷/بقره)
نخواندهای ختم الله خدای مهر نهد همو گشاید مهر و برد غطاها را (مولانا)
:"منافقان همانند كسى هستند كه آتشى افروخته تا در بيابان تاريك، راه خود را پيدا كند، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند طوفانى مىفرستد و آن را خاموش مى كند; و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمى كند، آنها را رها مى سازد. آنها كران، گنگها و كورانند; لذا از راه خطا بازنمى گردند!" (آیه ی 17/18/بقره)
همچون بارانى از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه بر سر رهگذران ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهاى خود مىگذارند; تا صداى صاعقه را نشنوند. و خداوند به كافران احاطه دارد و در قبضه قدرت او هستند روشنائى خيره كننده برق، نزديك است چشمانشان را بربايد. هر زمان كه (برق جستن مى كند، و صفحه بيابان را) براى آنها روشن مىسازد، چند گامى در پرتو آن راه مىروند; و چون خاموش مىشود، توقف مى كنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بين مىبرد; چرا كه خداوند بر هر چيز تواناست.
باران قطره قطره به زمین اید و گویند با هر قطره ای از ان فرشته ای موکل باشد که آن قطره را تا زمین برساند و این فرشته باران ذرات پاک اب زمینهای خشک را پر از سبزه و نشاط و طراوت گرداند و این باران از نشانه های قدرت پروردگارست(آیه ی 22).
درست در آیه ی بعد خداوند سخن از قران می گوید چرا که آنچه که باران با زمین خشک میکند قران بر زمین جانهای ما انجام میدهد و سبد سبد میوه های رنگارنگ و گلهای زیبا و ریحان و سبزه های پر طراوت تقوی و ایمان.(آیه ی 23)
او که كه زمين را بستر شما، و آسمان را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد; و از آسمان آبى فرو فرستاد; و به وسيله آن، ميوهها را پرورش داد; تا روزى شما باشد.بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مىدانيد هيچ يك از آنها، نه شما را آفريدهاند، و نه شما را روزى مى دهند/22/
از سوره اعراف: باران
از سوره نحل: باران
از سوره فاطر: باران
خداوند به آنهایی که ایمان آورده و اعمال نیکو انجام میدهند وعده ی بهشتی برین را میدهد. جنتی پر از درختان تنومند و سرسبز و پرسایه. از زیر این درختها چشمه های اب صافی و شیر و شربت گوارا و شیرینی انگبین خوش طعم جاریست. و در آن از هر میوه ای موجود است. و صفت میوه های بهشت نه مثال میوه های زمینیست که طعمی دهد و زایل شود که هر میوه ی آن در دهان هفتاد طعم بگرداند. و همسران و هم صحبتانی پاک و پاکیزه برای آنها مهیا باشد و این نعمات را پایان و زوالی نباشد. بلکه در آن جاودانه خواهند زیست. ان شا الله تعالی
به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام داده اند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوهاى از آن، به آنان داده شود، مى گويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود.(ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوه هايى كه براى آنها آورده مىشود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود..(آیه ی 25)
کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت (حافظ)خداوند به هر چه که بخواهد مثل می زند او را خوف و بیمی نیست از اینکه به کوچکترین مخلوق خود چون پشه یا عنکبوت مثل بزند چرا که در هر عمل او حکمتیست و حقیقتی که فقط مومنان را از آن آگهی باشد. در کوچکترین مخلوقش نیز همان عجایب صنع و نشان قدرت بینهایتش پدیدار است که در بزرگترین مخلوقاتش. و این امثال مومنان را ایمان بیفزاید و کافران را جهل و کفر. و خدا هر که را بخواهد هدایت و هر که را بخواهد گمراه میکند. و او بر هر کاری که اراده کند تواناست(آیه ی 26/بقره).
خداوند از اين كه به موجودات ظاهرا كوچكى مانند پشه، و حتى كمتر از آن، مثال بزند بیمی ندارد. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده اند، مى دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان; و اما آنها كه راه كفر را پيمودهاند، (اين موضوع را بهانه كرده) مى گويند: «منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟!» آرى، خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى كند; ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى سازد!
چون خداوند خواست زمین و اسمان را خلق کند ابتدا گوهری بیافرید پانصد ساله راه بالای آن گوهر، سپس به نظر هیبت بر آن نگریست. آن گوهر از هیبت خداوند آب گشت و لرزیدن آغازید و می لرزد و می لرزد و اینچنین بود که آب خلق شد و هماره تا روز قیامت آب لرزان خواهد بود از هیبت پروردگارش.
سپس آتشی زیر آن بیافرید و آب را بر آتش گذارد تا بجوشد و اینچنین بود که کفی بر سر آن آب پدیدار گشت و از آن کف(حباب تو خالی) زمین را بیافرید و از بخار آن آب آسمان را بر افراشت. و اینگونه بود که آسمان را طبقه طبقه بر افراشت تا هفت مرتبه. و گویند هر آسمان گنبدیست بالای آسمان دیگر تا آسمان هفتم و میان هر آسمان تا آسمان دیگر پانصد سال راه باشد. و خداوند به هر چیزی آگاه است.
او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چيز آگاه است. (/29/بقره)
گویند پیش از خلقت انسان ساکنان زمین کهن را جنیان تشکیل میدادند و آنها به انواع فساد و فسق بپرداختند و زمین را آلوده کردند تا خداوند فرشتگانش بفرستاد به زمین تا جنیان را از زمین اخراج کند پس فرشته ها جنیان را دنبال کردند و آنها به قعر دریا پناه بردند و ابلیس هم از همین گروه جنیان بود که باید از زمین اخراج میشد اما ابلیس چون فرشتگان را بدید خود را در میان آنها بیفکند و گفت من راه را تا جایگاه پریان و جنیان نشانتان خواهم داد و ابلیس فرشتگان را تا پریان برد و فرشته گان جنیان را از زمین برون بینداختند و زمین از سکنه خالی شد.
به خاطر بياورهنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمين، جانشينى ( نمايندهاى) قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند؟! (زيرا موجودات زمينى ديگر، كه قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا مىآوريم، و تو را تقديس مىكنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد
لینک مربوط از سوره ی اعراف:
چون خداوند خواست آدم را بیافریند، جبرییل را فرمود که به زمین برو! و تکه ای خاک از همه روی زمین بردار و با خود بیاور و اگر زمین از تو زنهار و مهلت خواهد او را مهلت بده! جبرییل به زمین آمد و قصد کرد تا مُشتی خاک بردارد اما زمین با او به سخن آمد که:"ای جبرییل! زنهاز تا چیزی از من برنگیری که بیم دارم نصیب دوزخ شود." جبریل او را مهلت داد و بازگشت.
اینبار خداوند تعالی فرشته ی دیگرش میکاییل را به زمین فرستاد و به او فرمود: "به زمین برو! و تکه ای خاک از همه روی زمین بردار و با خود بیاور و اگر زمین از تو زنهار و مهلت خواهد او را مهلت بده!" میکاییل به زمین شد و زمین همان حرف را تکرار کرد و خاک خود به دست خلقت آدم نداد.
اینبار خدامند عز و جل عزراییل را به زمین فرستاد تا پاره خاکی بیاورد. زمین دگربار زنهار خواست اما عزراییل او را گفت:" مرا فرمان خدای باز تواند داشت نه زنهار تو" پس از هر جای زمین تکه خاکی بر گرفت و به آسمان شد. خداوند او را گفت: " اکنون که تو خود خاک آفرینش آدم بیاوردی، ساخته باش که مرگ آدم و فرزندان او نیز به دست تو انجام خواهد شد!" عزراییل گفت :" یا رب! آنگه آدمیان مرا بس دشمن خواهند داشت و از من اندوهگین خواهند شد." خدای تعالی بفرمود: " غم مدار!که من مرگ ایشان را سببهای بسیار قرار دهم، سببهایی همچون غرق و آتش سوزی و قتل و بیماری و حادثه و دیگر اسباب مرگ تا ایشان مرگ را از سبب بینند و نه از تو." آنگه خداوند بر خاک آدمی چهل روز باران اندوه بارانید و یکساعت باران شادی که آن یکساعت هم گاه مرگ بود که مومن را آواز فرا دهند: نترس و غمگین مباش که به دیدار پروردگارت میروی.و گویند بر آن باران عشق ببارید تا آن خاک گل شد. آنگه گل آدم بپالایید و به کمال قدرت خود. از آنچه صافی بود انسان را بیافرید و از باقی مانده ی گل انسان درخت خرما(نخل) را بیافرید. از آنروست که حضرت محمد(ص) می فرماید:" درخت خرما را نکو دارید که آن عمه ی شماست."
گویند خداوند سر آدم از تربت کعبه بیافرید، و گردن او از تربت مدینه، و شکم او از تربت هند، و دو دست او از تربت مشرق، و دو پای او از تربت مغرب.
و گویند خداوند آدم را از خاک هفت زمین بیافرید. آنگه چون خواست که جان در او آرد جان را صدا کرد. جان گفت:"لبیک!" خداوند فرمود:" در این کالبد گِلی برو!" جان خواست داخل شدن اما در تنگنای آن کالبد بودنش سخت آمد و بیرون شد. گفت:" یا رب! اندرون این کالبد جایگاهیست بس کریه." دیگر بار خداوند او را امر کرد. دوباره داخل شد. نتوانست و بیرون آمد. سه بار دیگر او را امر کرد(پنج بار) تا سرانجام داخل شد و گویند جبرییل بیامد و آواز و موسیقی ای بس خوشنوا سر داد و جان، مست آن نوای بهشتی شد و به شیرینی آن تلخی و تنگی قفس بدن فراموش کرد و داخل زندان تن شد.
و گویند خداوند جان را از ناحیه ی سر وارد کالبد آدم کرد. جان حرکت کرد در بدن چونان آب در دریا تا اینکه به سینه رسید. چون جان به سینه رسید آدم عطسه ای کرد و سپس به سخن آمد برای اول بار و گفت: " الحمدلله!" خدای را این سخن بس خوش آمد و گفت: " خدایت بیامرزد و بر تو رحمت کند ای آدم! که همانا رحمت من بر خشم و غضبم پیش میگیرد و اولی ترست."
و آدم تولد یافت و خداوند امر کرد به همه ملایک تا گرد آیند خلقتی بس عظیم را به نظاره.(۳۴/بقره)
لینک مربوط از سوره ی اعراف:
خداوند تعالی به آدم اسما خود و علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات را بیاموخت. سپس از فرشتگان خواست تا او را از این اسما آگهی دهند. آنها نتوانستند. و گفتند: "منزهى تو! ما چيزى جز آنچه به ما تعليم داده اى، نمى دانيم" از آدم بخواست و او همه اسما را یک به یک بر شمرد. پس خداوند فرمود: "آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمانها و زمين را ميدانم؟! و نيز ميدانم آنچه را شما آشكار ميكنيد، و آنچه را پنهان ميداشتيد"(آیات 31،32 و 33)
لینک مربوط از سوره ی اعراف:
پس خداوند از همه فرشتگان خواست تا در برابر آدم سجده کنند. همه سجده کردند الا ابلیس. که وا زد و گردنکشی کرد و تکبر کرد و حسادت ورزید. و او از کافران شد و از بهشت اخراج شد.(آیه ی 34/بقره)
و (ياد كن) هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده و خضوع كنيد!» همگى سجده كردند; جز ابليس كه سر باز زد، و تكبر ورزيد، (و به خاطر نافرمانى و تكبرش) از كافران شد.
مربوط از سوره ی اعراف:
با رفتن ابلیس و اخراج او همه لوازم برای خوشبختی آدم فراهم آمد. خداوند او را فرمود که با همسرت به بهشت داخل شو و در جوار رحمت الهی به شادمانی آنجا زندگی کن! اما زنهار! مبادا به آن درخت نزدیک شوی یا از میوه اش چیزی برگیری که اگر چنین کنی از ستمگران خواهی بود.( برخی گویند آن میوه انگور است که عصاره ی آن هم مایه ی فتنه ایست برای بنی بشر و برخی گویند گندم)( آیه ی 35/بقره)
و گفتيم: «اى آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن; و از (نعمتهاى) آن، از هر جا مىخواهيد، گوارا بخوريد; (اما) نزديك اين درخت نشويد; كه از ستمگران خواهيد شد.
لینک مربوط از سوره ی اعراف:
اما ابلیس در چه حال بود. چون از بهشت اخراج شد کینه ی آدم به دل بگرفته میرفت و میرفت. به هر آسمان که میرسید او را به آسمان پایینتر پرت مبکردند و رفت و رفت تا به زمین رسید و زمین او را نخواست و به اعماق دریایش بیفکند. صد سال در قعر دریا زیست و سپس بیرون آمد به کریه ترین شکل و منکرترین صورت:اسود و ازرق و اعور" به هر چیزی که گذر میکرد آنرا آلوده مینمود و پلید و گندیده. و اگر آدمیان هیات او بدیدند بمردند.
و در اینحال بود احوال زندگانی شیرین آدم و جفتش حوا به گوش ابلیس رسید. حسادت همه وجودش در بر گرفته و کینه ی کهنه تازه گشت. و ابلیس خبر دار شد که بر آدم و حوا همه ی بهشت حلال و مباح کرده اند جز یک درخت که از میوه ی آن نبای برگیرند و اگر برگیرند...واینچنین بود که ابلیس دست به کار شد تا مگر انتقام خود از آدم بگیرد.(۳۴و۳۵/بقره)
لینک مربوط از سوره ی اعراف:
پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد; و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (در اين هنگام) به آنها گفتيم: «همگى (به زمين) فرود آييد! در حالى كه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدت معينى قرارگاه و وسيله بهره بردارى خواهد بود
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت (حافظ) لینک مربوط از سوره ی اعراف:بنی اسراییل:
مایده:
بقره:
لینک:
مایده:
بقره:
تولد موسی(ع)و به خاطر بياوريد هنگامى را كه دريا را براى شما شكافتيم; و شما را نجات داديم; و فرعونيان را غرق ساختيم; در حالى كه شما تماشا مىكرديد(50)
بیا کامروز چون موسی عمران به مردی گرد از دریا برآریم همه شب چون عصا افتاده بودیم چو روز آمد چو ثعبان بیقراریمبنی اسراییل:
مایده:
بقره:
چون چشم خدای بین نداری ، باری
خورشید پرست شو نه گوساله پرست
بقره: